تبليغاتX
عاشقانه ها با من

به اندازه ي چشمايه كفتر بازي كه كفترش رو

بون همسايه نشسته بيقرارتم.....

+ تاريخ چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 16:2 نويسنده سولماز |

حالم را پرسيدن گفتم روبه راهم..........

نميدانند رو به راهي هستم كه تو رفته اي............

+ تاريخ یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 18:54 نويسنده سولماز |

با چه ميتوان عشق را به بند جاودان كشيد؟

با كدام بوسه؟

با كدام لب؟

در كدام شب؟

+ تاريخ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 21:25 نويسنده سولماز |

عاشقتم


مهربونه من


+ تاريخ جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 21:35 نويسنده سولماز |

همان باش كه هستي

همينقدر براي عشق كافيست...

+ تاريخ پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 10:41 نويسنده سولماز |

بارها آمد و رفت بارها انسان شد

و بشرهيچ ندانست كه بود

خود او هم به يقين آگه نيست چون نميداند كيست

چون ندانست كجاست چون ندارد خبر از خود كه خداست...

+ تاريخ سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 12:29 نويسنده سولماز |

آنكه گهگاهي از سر تفريح خود را به ديوانگي نميزند و ديوانه بازي در نمي آورد

بدون شك روزي خواهد رسيد كه به معناي واقعي كلمه ديوانه ميشود...

+ تاريخ سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 12:15 نويسنده سولماز |

عشق استوار است ماييم كه ناپايداريم

عشق صادق است دوريي ماله آدم هاست

عشق قابله اطمينانه انسانها بي اعتمادند.....

+ تاريخ یکشنبه ششم شهریور 1390ساعت 12:1 نويسنده سولماز |

چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن

چه زيباست در خيال با تو زندگي كردن........

+ تاريخ شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 20:26 نويسنده سولماز |

چه فرقي ميكنه تو عاشقه من

باشي يا من عاشقه تو........

من عشقو با تو ميخام ....

و تو نيستي....

+ تاريخ شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 20:18 نويسنده سولماز |